تبليغاتX
فرید آنلاین
وبلاگ شخصی سید فرید احمد هاشمی کارمند جنرال قونسلگری ج.ا.افغانستان در کراچی

استاد جعفري: فقر فرهنگي موجب تهاجم فرهنگي در افغانستان است

رييس مجمع فرهنگي انقلاب اسلامي افغانستان، فقر فرهنگي در اين كشور را زمينه‌ساز هجوم فرهنگ بيگانه در بين مردم افغان دانست.

"محمد حسن جعفري " عصر پنج شنبه در سفري كوتاه مدت به ايران جهت ائتلاف گروههاي مختلف تحت لواي اين مجمع فرهنگي در گفت وگو با ايرنا افزود: حضور بيگانگان از كشورهاي مختلف و تضعيف فرهنگ اسلامي توسط طالبان عامل تهاجم فرهنگي شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:30  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
نویسنده : محمد کاظم کاظمی

منبع : avapress.com

در قسمت پيش، بحث به اينجا رسيد كه تا حدود پنجاه سال پيش، اين زباني كه اكنون با نام «دري» معروف است، در افغانستان نيز فارسي خوانده مي‌شده است و از حوالي دهه چهل شمسي، دولتمردان كشور ما با جديت تلاش كردند كه نام فارسي را به كنار بگذارند و فقط بر نام دري تأكيد كنند. در عين حال، چنين وانمود كنند كه فارسي زباني ديگر است و دري زباني ديگر.
اين روند، صدمه‌هايي به زبان فارسي افغانستان وارد كرد كه ما در اين قسمت به اجمال به آنها خواهيم پرداخت.
در قسمتهاي پيش، گفتيم كه زباني كه ما به آن صحبت مي‌كنيم، در واقع از قديم دو نام داشته است: «فارسي» و «دري». اين دو نام نيز توسط همه اهالي اين قلمرو زباني به صورت مترادف به كار مي‌رفته است و هيچ‌كس عقيده نداشته است كه اينها دو زبان مستقل است. يعني در حوزه ايران و افغانستان كنوني هر دو نام رايج بوده است.
پس اگر ما در اين سلسله مباحث مدعي مي‌شويم كه در افغانستان كلمه «فارسي» رايج بوده است، به معني مخالفت با نام «دري» نيست، بلكه مي‌خواهيم بر اين نكته تأكيد كنيم كه ما به واقع با يك زبان روبه‌رو هستيم. ولي وقتي ما يك زبان را در دو كشور با دو نام مي‌شناسيم، به واقع تجزيه‌اش كرده‌ايم و گستردگي حوزه كاربرد آن را از بين برده‌ايم.
اين يك واقعيت است كه تعداد گويندگان يك زبان، به اعتبار بين‌المللي آن مي‌افرايد و گستره وسيع جغرافيايي آن، باعث عظمت و قوت مي‌شود. ما اكنون عربي را زباني با حدود سيصد ميليون نفر گوينده مي‌شناسيم و به اين سبب كه در ميان كشورهاي گوناگوني رايج است، آن را يك زبان معتبر و بين‌المللي مي‌دانيم. ولي اگر مردم مصر و عراق و سوريه و ديگر كشورهاي عربي، هر كدام اين زبان را به يك نام ياد مي‌كردند، اين تصوّر در جهان ايجاد نمي‌شد و چنين به نظر مي‌آمد كه عربي فقط مخصوص كشور عربستان است. اين مسلمآ به نفع اين زبان نبود.
زبان فارسي دري هم‌اكنون بيش از يكصد ميليون نفر گوينده دارد و در سه كشور ايران، افغانستان و تاجيكستان رايج است. پس مي‌توان آن را يك زبان وسيع و پركاربرد دانست. ولي وقتي ما آن را به چند زبان تجزيه مي‌كنيم، هم بين‌المللي بودن آن را زير سؤال برده‌ايم و هم كاربردش را محدود كرده‌ايم. 

زبان مردم افغانستان وقتي «دري» ناميده مي‌شود و آن هم متفاوت با «فارسي» قلمداد مي‌شود، به واقع در سطح جهان چنين به نظر مي‌رسد كه اين يك زبان محدود با كمتر از بيست ميليون گوينده است. اين امر طبعآ از اعتبار آن مي‌كاهد، چون در مقياس جهاني، بيست ميليون عددي است ناچيز. 

قضيه ديگر اين است كه دري يك نام نسبتآ قديمي بوده و در عصري كه ارتباطات نوين بين كشورهاي جهان ايجاد شد، تقريبآ از كاربرد وسيع خارج شده بوده است. بنابراين مردم ديگر كشورهاي جهان كه در قرنها اخير با اين منطقه آشنا شده‌اند، عملا نام «فارسي» را به رسميت شناخته‌اند و بيشتر آنان، از يگانگي فارسي و دري بي‌خبرند. آنها يا با نام دري ناآشنايند، يا آن را زباني كم‌كاربرد و آن هم فقط در يك كشور جهان مي‌پندارند و به همين سبب، اهميت كمتري به آن قائل مي‌شوند. به همين ترتيب، كمتر براي يادگرفتن زبان «دري» و نيز داد و ستد فرهنگي با اهالي آن رغبت مي‌يابند. 

اين ناآشنايي در عمل به حوزه تكنولوژي و ارتباطات نوين هم كشيده شده است، چنان كه در برنامه‌هاي كامپيوتري و ارتباطات انترنتي، اين زبان عملا با عنوان «پِرشِيَن» شناخته مي‌شد و البته در سالهاي اخير، به «فارسي» تغيير يافته است. اكنون در سيستمهاي كامپيوتر در سطح بين‌المللي، هيچ زباني با عنوان «دري» وجود ندارد و به اين ترتيب، كساني كه در افغانستان از اين زبان استفاده مي‌كنند، عملا به عنوان گويندگان اين زبان به حساب نمي‌آيند.
يك پيامد ديگر اين است كه به اين ترتيب، كمتر كسي به فكر ترجمه و معرفي آثار ادبي افغانستان به زبانهاي اروپايي مي‌افتد، چون از رابطه اين آثار با زبان فارسي بي‌خبر است.
اهل ادب افغانستان كمتر در همايشهاي بين‌المللي مخصوص به زبان فارسي راه مي‌يابند و كمتر كسي از اهالي كشورهاي ديگر، براي فارسي‌آموزي به مردم كشور ما مراجعه مي‌كند.
در واقع اگر سخن را خلاصه كنيم، همه امتيازات اين زبان كهن و افتخارآفرين، در اختيار مردم ايران كه آن را فارسي مي‌نامند قرار گرفته است و مردم افغانستان را در صحنه بين‌المللي در اين امتيازات سهمي نيست.
از آن طرف نيز بسياري از هم‌زبانان در كشور ايران، چنين گمان مي‌برند كه زبان دري تفاوتي عمده با فارسي دارد و به همين لحاظ، به خواندن آثار ادبي نويسندگان افغانستان رغبت نمي‌كنند و حتي در بعضي موارد، به فكر برگردان‌كردن اين آثار به فارسي رايج در ايران مي‌افتند.
اموري كه برشمرديم، همه انزواي فرهنگي فارسي‌زبانان افغانستان را در پي دارد و يكي از علل رشد نكردن و ارتباط نيافتن ادبيات فارسي اين كشور با جهان خارج بوده است. شادروان دكتر علي رضوي غزنوي پژوهشگر سرشناس افغانستان، در اين مورد مي‌گويد: 

«از روزي كه فارسي را دري كردند، مشكلي ديگر بر مشكل افزوده گشت. امروز در هيچ‌جاي دنيا، در هيچ كتابخانه‌اي چهار جلد كتاب خواندني در قفسه دري نخواهيد يافت اگرچه فرضآ قفسه دري وجود داشته باشد. از باب مثال شما حتّي امروز لغات عاميانه فارسي افغانستان تأليف عبدالله افغاني‌نويس، چاپ كابل را هم در يك كتابخانه بزرگ نمي‌توانيد در قفسه دري پيدا كنيد. شما مي‌توانيد اين كتاب را در قفسه فارسي بيابيد.» 

و بالاخره خسارت ديگري كه فارسي افغانستان به خاطر اين تغيير نام متحمل شد، اين بود كه راه داد و ستد اين زبان با فارسي خارج از اين كشور نيز بسته شد، چون بسياري از گويندگان اين زبان در افغانستان، اكنون «فارسي» را با «دري» بيگانه مي‌بينند و حاضر به كاربرد واژگان رايج در فارسي ايران و تاجيكستان نيستند. ما به اين بحث داد و ستدهاي زباني در قسمتي ديگر به تفصيل خواهيم پرداخت. 

به راستي راه حل عملي اين مشكل چيست و براي از ميان برداشتن اين ذهنيتهاي نادرست، چه بايد كرد.
اگر ما قبول كرده باشيم كه نامهاي دري و فارسي به واقع معادل هم‌اند، بايد بپذيريم كه مردم افغانستان هم مي‌توانند خود را فارسي‌زبان بدانند، چنان كه هم‌اكنون در محاوره مردم، همين عنوان بيشتر استفاده دارد. از سويي ديگر، مردم ايران هم مي‌توانند خود را دري‌زبان بدانند و اگر كم كم اين ذهنيت در ميان فارسي‌زبانان تقويت شود، آن تصوّر نادرست خود به خود از ميان خواهد رفت. 

مسلمآ بحث اين نيست كه ما نام ديرين و افتخارآميز «دري» را به كلّي فراموش كنيم، بلكه اين است كه نام فارسي هم دوباره در رسميات و رسانه‌هاي افغانستان احيا شود تا مردم بدانند كه در عمل هيچ تضادي ميان اين دو نام نيست و بدين ترتيب، خود آنها هر يك را كه بهتر مي‌پسندند، به كار برند. 

اگر اين امر تحقق پيدا كند، زبان فارسي افغانستان مي‌تواند ارتباطات بيشتري با جهان خارج بيابد و به ويژه داد و ستد آن با همزبانان در اين منطقه بيشتر شود. ما در قسمت بعد، راههاي عملي اين داد و ستد را نشان خواهيم داد و خواهيم ديد كه اهالي اين زبان، در هر سه كشور تا چه اندازه به اين تعاملها نيازمندند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 13:18  توسط سید فرید احمد هاشمی | 

اس ام اس و پیامک ویژه ایام  شهادت حضرت امیرالمومنین علی (ع)

اس ام اس و پیامک ویژه ایام  شهادت حضرت علی (ع)

دل را ز شرار عشق سوزاند علي(ع)
يک عمر غريب شهر خود ماند علي(ع)
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز مي خواند علي(ع)

 

در برج ولامهر جهان تاب علي(ع) است
در شهر علوم نبي باب علي(ع) است
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترين شهيد محراب علي(ع) است
****
با آنکه اميد همه هستي تو علي(ع)
بر عرش خدا قائمه هستي تو علي(ع)
آنقدر غريبي که خدا مي داند
مظلوم تر از فاطمه(س) هستي تو علي(ع)
****
بی علی دنیا ندارد اعتبار
وای بر ما وای بر این روزگار
****
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را
****
امشب سر مهربان نخلی خم شد
در کیسه نان به جای خرما غم شد
در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد
همبازی کودک یتیمی گم شد
****
اي کاش علي شويم و عالي باشيم
هم سفره کاسه سفالي باشيم
چون سکه به دست کودکي برق زنيم
نان آور سفره هاي خالي باشي
****
خورشيد چراغکي ز رخساره علي ست
مه نقطه کوچکي ز پرگار علي ست
هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات
همسايه ديوار به ديوار علي ست
)شهادت مولا علی را تسلیت عرض می کنم (
****
دل را ز شرار عشق سوزاند علي(ع)
يک عمر غريب شهر خود ماند علي(ع)
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز مي خواند علي(ع)
****
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين
از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد
رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد
****
داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا مي گريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي بفلک از اين عزا ميگريد
شد کشته بمحراب عبادت حيدر
هر ديده بحال مرتضي مي گريد
بـا گفتن “قد قتل” ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد
****
به شهر کوفه در محراب طاعت
علي شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر
بخون شد غوطه ور ساقي کوثر

اَللهُمّ الْعَن قتَلهَ اَميرالمؤمنين
****
بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
چو شمع محفل ماتم بسوزیم
من و تو سوگوار یک عزیزیم
بیا تا هردو در یک غم بسوزیم
بیا چون شمع و چون پروانه باشیم
به گرد هم بررای هم بسوزیم
بیا با محرمان دمساز گردیم
چرا از طعن نامحرم بسوزیم
چو می خواهی در ان عالم نسوزی
همان بهتر در این عالم بسوزیم
به خورشید محبت ره توان برد
اگر یک صبح چون شبنم بسوزیم
چو می باید بسوزد سینه بگذار
بیاد عترت خاتم بسوزیم
کمال سوختن عشق علی است
مبادادر عزایش کم بسوزیم
نسوزد آفتاب حشر مارا
اگر از داغ او یکدم بسوزیم
(محمد)باز از سوز جگر گفت
بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
****
دست حق حیدر كرار علی
شیر حق حجت دادار علی
مخزن و معدن اسرار علی
سید و سرور و سالار علی
جان به قربان جمالت مولا
كی رسم من به وصالت مولا
چه بگویم كه جه ها كرد عدو
آتش كینه به پا كرد عدو
ای خدا شیعه دلش محزون است
از غم عشق علی مجنون است
این همان ماتم عظمی باشد
سحر آخر مولا باشد
میزبان زینب كبری باشد
او نوازش گر بابا باشد
زیر لب زمزمه دارد زینب
كه دگر آخر كار است امشب
تا علی گشت برون از خانه
عالمی شد ز غمش غمخانه
شد علی شمع و همه پروانه
خیل مرغان ز پی اش مستانه
می سرودند به صد آه و نوا
مرو امشب تو مسجد مولا
مسجد كوفه پر از غوغا شد
گوئیا روز جزا بر پا شد
سند قتل علی امضاء شد
پر ز اندوه دل زهرا شد
تا كه آمد ز شهادت خبرش
بست تكبیر نماز سحرش
حیدر از تیغ جفا شد بیتاب
رفت از هوش میان محراب
رنگ خورشید علی شد مهتاب
چهره اش در یم خون گشت خضاب
ضربه تیغ اگر كاری بود
ذكر مولا به لبش جاری بود
****
آیا سحری به رنگ خون دیدی تو
محراب و تو منبری چنین دیدی تو
خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو
فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو
آن زاده کعبه و امین حرمین
افتاده میان خاک و خون دیدی تو
آن کس که ستیز خیبر و بدر و احد
چون شیر بغرید چنین دیدی تو
ایا تو درون ظلمت شام سیاه
نان اور کودک یتیم دیدی تو
آیا دل پرز خون و گریان چشمی
از جور زمانه و زمان دیدی تو
او زخم تن و زبان که در طول زمان
با جان به خرید و دم نزد دیدی تو
آیا زمیان مردم کوفه و شام
مظلوم تر از علی کسی دیدی تو
****
به جز از علی (ع) که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
****
امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود. پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.
****
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را
به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم
که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند
ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را
****
طبیبا وامکن زخم سرم را
مسوزان قلب زینب دخترم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر
نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد هست‏شاهد
که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آنروز
که زد در کوچه قنفذ همسرم را
****
امام علی(ع)، بی کرانه‏ترین شکوه خلقت است که تا ابد، تلألؤ نورش روشنایی بخش هستی است.
****
بگشا به سرا پرده جان باب علی را
سرمشق خود ای دل بکن آداب علی را
تا رتبه این مظهر حق رابشناسی
بشمار یکایک همه القاب علی را
فرمان خدا بود که در مسجد احمد
درها همه بستند، مگر باب علی را
زیرا که علی، خانه یکی شد شب میلاد
خود بیت خدا دان، دل حق‏یاب علی را
دنیای دنی، جای کسی همچو علی نیست
آغشت به خون، روی جهان‏تاب علی را
تا رد نکند خالق او، خواهش اورا
ز آن رنگ شهادت زده، محراب علی را
****
تیغ بر فرق عدالت زده و خندیدند
خون به ابعاد غریبی علی پاشیدند
زاغ‏ها از دل شب کنده و بر روز زدند
روز و شب، گوشه محراب به هم پیچیدند
زخم بر سلسله باور و ایمان افتاد
همه افلاک از این زخم به خود لرزیدند
شب پر از رخوت نامردی مردم گردید
آسمان، ماه، ستاره، همگی خوابیدند
صبح، امّا دو سه تا کاسه شیر آوردند
کودکانی که علی را همه شب می‏دیدند
هق هق چاه شناور شده در گریه نخل
همه از هم فقط از درد علی پرسیدند
***
دعا بدون علي قابل اجابت نيست
که مهر اصل اجابت به هر دعاست علي(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا
که در جامعه را بهترين دواست علي(ع)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:37  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
فيلم مستند  بسيار جذاب و پر تاثير در مورد شفا يافتن يک پسر بچه سني مذهب در مسجد مقدس جمکران حتما تماشا نماييد . من خودم ديشب اين فيلم را ديدم واقعا بسيار زيبا و آموزنده است ةتما از آن استفاده نماييد آدرس دانلود : 

لینک دانلود قسمت اول  (حجم 100 مگابایت)

  لینک دانلود قسمت دوم  (حجم 100 مگابایت)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 22:0  توسط سید فرید احمد هاشمی | 

ماه مبارک رمضان

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمی‌شناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.

من گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دین اسلام و معجزه جاوید آسمانی به سوی مردمان فرستاد، تا شبهه‌‌ها را از میان بردارد و با دلیل‌های روشن سخن گوید و آنان را با نشانه‌های الهی، از هر کردار ناپسند بیم دهد و به سوی کارهای نیکو و رفتار نیک فراخواند. (امام علی(علیه السلام)، الحیات، ج 2، ص 35)

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمی‌شناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.

آن فرستاده بزرگ الهی در سخنانی مشهور فرمودند: مرا برانگیختند تا همه ارزش‌های الهی و منش‌های والای انسانی را به جهانیان بیاموزم،‌ و اینگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گردید و مایه مهربانی و آرامش بشر .

وقتی دل غمزده، غبار غربت ‌گیرد، یاد اوست و تنها یاد اوست که تسلی خاطر است، و هم اینک ماه رمضان، است.

چون در بهارستان کتاب‌ها و نشانه‌ها گام نهی و به کوی و برزن‌های زیبای حدیث اهل بیت در آیی به نیکی به اقیانوسی رسی که کران تا کران آن را گوهرهای رنگی نهاده‌اند و هر گوهری نشانه‌ای و هر نشانه‌ای راهی به سوی دوست، و هم اینک راهی دیگر ... .

سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه‌آلاف‌التحیه‌والثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشاده‌دستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما می‌آید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌هاست و لحظاتش بهترین لحظه‌هاست.

گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبه‌های خرما شکل یافته بود، خطبه‌ای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.

ماه مبارک رمضان

سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه‌آلاف‌التحیه‌والثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشاده‌دستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما می‌آید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌هاست و لحظاتش بهترین لحظه‌هاست.

ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شده‌اید و از خاندان بزرگواری خدا گردید‌ه‌اید.

نفس‌های شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بی‌پاسخ نخواهد بود،‌ پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دل‌های پاک، تا او شما را به سعادت روزه‌داری و تلاوت قرآن بیاراید.

پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .

و چون در این ماه به سبب روزه‌داری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید .

زبان‌هایتان را از دورغ، بهتان، غیبت و سخنان ناروا نگاه دارید و چشمانتان را از آنچه روا نیست فرو بندید و گوش‌هایتان را از آنچه شنیدن آن ناپسند است برگیرید.

بر یتیمان مردم مهر ورزید تا به یتیمانتان مهر ورزند و از گناهانتان به سوی خدا باز گردید.

دست‌هایتان را هنگام نماز به نیایش بلند دارید، پس به درستی که آن هنگام برترین لحظه‌هاست و در آن هنگام است که خدای بزرگ و شکوهمند، نگاه رحمت و مهربانی به سوی بندگان بیفکند .

و چون با او نجوا کنند پاسخشان گوید و تا او را خوانند به آنان لبیک گفته و چون از او خواهند به آنان ببخشاید و استجابت نماید آنان را هنگام نیایش .

ای مردم؛ جان‌های شما در گرو کردار شماست، پس جان‌های خویش را آزاد سازید به بخشش‌خواهی از خدای بزرگ.

نفس‌های شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بی‌پاسخ نخواهد بود،‌ پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دل‌های پاک، تا او شما را به سعادت روزه‌داری و تلاوت قرآن بیاراید. پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .

بار گناهان و بدبختی‌ها بر پشت‌های شما سنگینی می‌نماید، پس سبک سازید آن بار را به سجده‌های طولانی و بدانید که خدای بزرگ به عزت خویش سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و پیشانی بر زمین سایندگان درگاهش را شکنجه و عذاب ننماید و آنان را از آتش روزی که همه برای پروردگار جهانیان برانگیخته خواهند شد نترساند.

ای مردم؛ هر آن کس از شما روزه‌دار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بنده‌ای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند،‌ و قلم بخشش بر گناهانش گذشته‌ا‌ش کشیده خواهد شد.

در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را

ماه مبارک رمضان

نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزه‌داری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه‌ ای آب، روزه‌داری را افطار نمایید.

ای مردم؛ هر آن کس از شما در این ماه بزرگ، اخلاق و رفتارش را نیکو گرداند، گذرنامه‌ای به او خواهند داد که از پل صراط بگذرد، در روزی که گام‌ها در آن روز می‌لرزد و می‌لغزد.

و هر آن کس که نسبت به زیردستان خود در آن ماه سبک گیرد، خدای بزرگ حسابش را سبک سازد، و هر آن کس که شر و بدی خویش را در این ماه از مردم باز دارد، خدای بزرگ غضب خویش را در روز قیامت از او بر خواهد داشت و هر آن کس که یتیمی را بزرگ دارد خدای جلیل در روز جزاء او را بزرگ خواهد داشت.

و کسی که در ماه مبارک رمضان، نزدیکان خویش را بزرگ شمرد و به دیدار آنان بشتابد، خدای بزرگ در روز جزا  او را به رحمت و مهربانی خویش نایل سازد.

و کسی که نزدیکان و بستگان خویش را در این ماه احترام ننموده و به دیدار آنان نرود، خدای بزرگ در روز قیامت رحمت و مهربانی خویش را از او دریغ سازد.

و هر آن ‌کس که در این ماه، دل خویش را به نماز مستحبی بیاراید، خدای بزرگ آزادی او را از آتش امضا فرماید.

و هر آن کس که در این ماه، واجبی را اداء نماید برای اوست مزد و ثواب آن کس که هفتاد واجب را در غیر این ماه اداء کرده باشد.

و آن کس که درود فرستادن بر من را در این ماه بسیار سازد، خدای بزرگ کفه کردار خوب او را، در روزی که کفه‌های کردار خوب مردمان به انبوه سبک باشد، افزون سازد.

و هر آن کس که آیه‌ای از آیات قرآن را در این ماه تلاوت نماید، برای اوست، مزد کسی که تمام قرآن را در ماه‌های غیر رمضان خوانده است.

ای مردم؛ به درستی که درهای بهشت در این ماه گشوده است. پس بخواهید از پروردگارتان تا آن درها را به روی شما همواره باز نگه دارد و درهای آتش نیز در این ماه بسته است، پس از پروردگاتان بخواهید درهای آن را همواره به روی شما بسته نگه دارد و اهریمنان نیز در این ماه در زنجیرند، پس از خدا بخواهید که خدا آنان را بر شما مسلط نگرداند.

امام امیرالمومنین علیه السلام که خود حکایت‌گر این داستان است فرمود: پس من برخاستم و گفتم ای پیامبر گرامی برترین کردار در این ماه چه چیز است؟

ای مردم؛ هر آن کس از شما روزه‌دار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بنده‌ای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند،‌ و قلم بخشش بر گناهانش گذشته‌ا‌ش کشیده خواهد شد.

در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزه‌داری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه‌ ای آب، روزه‌داری را افطار نمایید.

حضرتش فرمود: ای ابوالحسن برترین کردار در این ماه، خود نگهداری از گناهان است.

روایت فوق را شیخ حر عاملی از بزرگان مشایخ و علمای  شیعه در وسائل الشیعه، ج 10، ص 314 نقل فرموده است، اما برخی کتب دیگر چون کتاب شریف عیون اخبار الرضا علیه السلام تتمه‌ای بر این روایت افزون داشته‌، که به ذکر آن نیز می‌پردازیم؛ چون پیامبر گرامی فرمود: خود نگهداری از گناهان برترین کردار در این ماه است، پس گریست، به ایشان عرض کردم فرستاده بزرگ خداوند، چه چیز شما را به گریه وا داشته است؟ حضرتش فرمود: ای علی گریه می‌کنم به سبب آن چیزی که از تو حلال می‌پندارند در این ماه (خون مبارکت را می‌ریزند) گویا من توام و تو در محراب برای پروردگارت نماز می‌گذاری و بدبخت‌ترین مردم از ازل تا به ابد، همو که همزاد و برادر پی کننده شتر قوم ثمود است، گرفتار بزرگترین شقاوت شده، پس ضربه شمشیری بر سر مبارکت فرو می‌نشاند، و بدان ضربه، محاسنت از خون سرت خضاب می‌‌گردد.

علی علیه‌السلام می‌فرماید: در این هنگام به حضرتش عرض کردم ای فرستاده گرامی خدا در آن زمان در مسیر راستی قرار دارم؟ و در سلامت دینی بر سر می‌برم؟ پس رسول گرامی فرمود: آری، ای علی در سلامت دینی و راه راست قرار داری.

سپس فرمود: ای علی هر آن کس که تو را بکشد به راستی مرا کشته است، و آن کس که به تو کینه ورزد به من کینه ورزیده است و هر آن کس که تو را دشنام دهد به راستی مرا دشنام داده است. چرا که تو از من مانند خود منی، جان تو از جان من است، سرشت تو از سرشت من است، به درستی که خدای بزرگ و برتر، تو و مرا آفرید و هر دو را برگزید و مرا برای نبوت و پیامبری اختیار کرد و تو را برای پیشوایی مردم، پس هر آن کس که امامت و پیشوایی تو را انکار نماید به تحقیق پیامبری مرا انکار نموده است، ای علی تو جانشین

ماه مبارک رمضان

منی و پدر فرزندانم و همسر دخترم فاطمه(سلام الله علیها) و جانشین منی در میان امتم در زمان زندگیم و پس از مرگم، فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من است، سوگند به آن کسی که برانگیخت مرا به پیامبری و قرار داد مرا بهترین مردمان، تو حجت و نشانه خدا بر آفریدگان هستی و امانت‌دار راز خدای بزرگ و جانشین خدا در میان بندگان او هستی .

سخنان حضرتش در میان جماعت پراکنده گردید و جماعت مدتی شنیدند و اما آویزه گوش قرار ندادند!! و شهید رمضان که فرستاده خدا به آنان سفارش کرده بود که چون جان من است و در دره ابطح او را بر روی دستان بلند کرده و گفته بود که او چون هارون(علیه السلام) است برای موسی(علیه السلام) و هر آن کس که من مولای اویم علی مولای اوست، در کنار پیکر مطهر پیامبر گرامی تنها نهادند و رفتند و در سایبان پسران ساعده گرد هم آمدند و به خیال واهی بر آن شدند تا جاهلیت آشکار را دوباره زنده کنند.

ریسمان بر گردنش نهادند، شمشیر به رویش کشیدند و سرانجام مولود کعبه را در محراب عبادت فائز درگاه یار نمودند و انسانیت را، کرامت را و عزت و شرافت انسانی را در نهاد فاسد خویش برای همیشه ریشه کن کردند. اما علی هنوز هم در تارک انسانیت چون خورشید می‌درخشد.

                                                                                                                                    

                                                                                                                                    سید محمد رضا آقامیری

                                                                                                                                   بخش دین و اندیشه تبیان

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 23:33  توسط سید فرید احمد هاشمی | 

منجی1ولادت با سعادت دوازدهمینمنجی2

3و آخرین پیشوای شیعیان4

5گل سرسبد عالم هستی6

7مـنجی عالم بشریت8

11خلیفة الرحمن9

12منتقم زهرا س113

13امام الأنس و الجان14

15بـقیة الله في الأرضه16

17حضرت صاحب العصر و الزمان18

19مهدي موعود (عجه الله تعالی فرجه الشریف)21

را به همه عاشقان و ارادتمندان و منتظران تبريك و تهنيت عرض مي نمايم

 

ادرکنی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:20  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

آثار و بركات تربت پاك سيد الشهداء (ع)

سجده بر خاك تو شايسته بود وقت نماز . . . اى كه از خون جبينت به جبين آب وضوست‏

 

فضيلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسينى است ، براى هيچ تربتى و قطعه‏اى از قطعات زمين نيست . خاك كربلا قطعه‏اى از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه قدردانى از يك فداكار در راه دين كه تمام هستى خود را فدا كرده ، در آن خاك، بركت و فضيلت و شفا قرار داده است .

 

كربلايش قطعه‏اى از جنت است‏ . . . باب نور و باب لطف و رحمت است‏

 

اما در اينكه چرا تنها اين خاك داراى چنين ويژگيها و آثار و بركات است؟ بايد گفت : هر چيزى كه در اين عالم ، شرافت ظاهرى و يا معنوى پيدا مى‏كند، يا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتى است، و يا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمى است كه به آن شرافت و بركت داده است .

 

در تربت كربلاى سيدالشهدا (ع) هر دو امر محقق شده است ، زيرا خاك كربلا بنا بر رواياتى ، هم شرافت ذاتى و خدا دادى ، و هم امر عظيم و واقعه‏اى مهم در آنجا واقع گرديده كه آن شهادت حسين بن على (ع) و ياران وفادارش مى‏باشد ، لذا داراى فضيلت و آثارى خاص است .

 

آمده است كه چون بر قبر امام حسين (ع) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گرديد، يكى از اعراب بنى اسد آمد و از خاك قبضه قبضه برداشت و بوييد تا بر قبر حسين رسيد، و چون او را مى‏بوسيد گريه مى‏كرد و مى‏گفت : پدر و مادرم به فدايت ، چه اندازه خوشبويى كه قبر و تربت تو چنين خوشبو است ، سپس شروع كرد به سرودن :

خواهند نهان سازند قبرش ز حبيبش‏ . . . خوشبويى خاك قبر گرديده دليلش‏

 

آرى خاك مزار حسين (ع) سرمه چشم عاشقان و شيفتگانش بوده و ايشان را مجنون وار به سوى خود مى‏كشاند.

 

و اما آثار و بركاتى كه مى توان براى تربت پاك حسينى برشمرد عبارتنداز:

 

1- تأثير تماس اعضاى بدن با تربت

يكى از آثار و بركات تربت سيدالشهدا (ع) اين است كه متبرك نمودن بدن و صورت با آن تربت شريف تأثير معنوى زيادى بر انسان خواهد گذاشت ، از اين رو از بعضى بزرگان دين و امامان معصوم نقل شده كه بعد از نماز ، بدن و صورت خويش را با مهر كربلا متبرك مى كنند. و نيز دستور داده‏اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسيده و با اعضاى بدن تماس داده شود.

 

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسين (ع) را شفاى هر درد، و ايمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه يكى از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر ساير اعضاى بدنش تماس دهد...» 1

 

2- سجده بر تربت

يكى ديگر از بركات و آثار خاك مزار امام حسين (ع) اين است كه سجده بر آن تربت پاك حجابهاى ظلمانى را كنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است .

امام صادق (ع) در اين باره مى‏فرمايد: «همانا سجود بر تربت حسين (ع) حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند». 2

 

لازم به ذكر است كه مراد از «حجاب» در كتاب و سنت ، همان حجابهايى است كه بين بنده و خالق حايل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد كه در مرحله اول، حجابهاى ظلمانى و در مرحله دوم ، حجابهاى نورانى بر طرف مى‏شود اما مراد از حجابهاى هفتگانه ، ظاهراً حجابهاى ظلمانى است . سجده بر تربت حضرت سيدالشهدا(ع) اين خاصيت را دارد كه در صورت معرفت به حق حضرت و ولايت او، حجابها را دريده و راهگشاى وصول به كمالات انسانى باشد.

 

سجده بر خاك سركوى تو آرند خلايق‏ . . . جان فداى تو كه هم قبله و هم قبله نمايى‏

 

و اما در خصوص اينكه در ميان شيعه معمول است از خاك مقدس كربلا يعنى تربت كنار قبر سيدالشهدا (ع) خاك برداشته و با آن مهر درست كرده و غالباً در نماز، به آن سجده مى‏كنند بدين خاطر است كه از خاك زمين بوده و به تمامى خاكها مى‏توان سجده كرد، و از طرفى خاك كربلا به لحاظ شهادت امام حسين (ع) و ياران باوفايش شرافت پيدا كرده است ، به طورى كه اهل بيت (ع) نيز به ما فرموده‏اند در هر نمازى كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مى‏كند. چنانكه حضرت صادق (ع) از خاك كربلا درون كيسه‏اى ريخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن كيسه را باز مى‏كرد و بر آن سجده مى‏نمود.

 

3- شفا يافتن

از جمله آثار و بركات قطعى تربت پاك سيدالشهدا (ع) شفا بودن آن براى دردها و آلام انسان است . رواياتى كه دلالت بر اين امر دارند به سه دسته تقسيم مى‏شوند:

دسته اول : رواياتى است كه شفا بودن را براى تربتى كه از خود قبر شريف برداشته شود مخصوص كرده است ، چنانكه امام صادق (ع) فرمود: « به درستى كه نزد سر حسين (ع) تربت سرخى است كه شفاى هر دردى غير از مرگ مى باشد . » 3

دسته دوم : رواياتى است كه با تعبيرات مختلف توسعه‏اى از بيست ذراع تا پنج فرسخ و يا ده ميل را براى آن قائل است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: « حريم مزار حسين (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است . » 4

دسته سوم : رواياتى است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده‏اند . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: « خاك مزار امام حسين (ع) براى هر دردى شفاست . » 5

 

تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را . . . در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسين‏

 

و نيز امام رضا (ع) فرمود: « خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گل مزار حسين (ع) ، بدرستى كه در آن شفاى هر درد و امنيت از هر ترسى است . » 6

 

حكايت: عالم زاهد پرهيزگار حجةالاسلام و المسلمين مرحوم آقاى حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: « من در زمان مرجعيت مرحوم آية الله آخوندى خراسانى (ره) كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم و اين بيمارى مدتى طول كشيد و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بيمارى من به قدرى شديد شد كه اطبا از شفا يافتنم مأيوس شدند و ديگر براى معالجه‏ام نيامدند، و من در حال تب شديد گاهى بيهوش مى‏شدم و گاهى به هوش مى آمدم.

يكى از رفقا كه مرا پرستارى مى‏كرد شنيده بود كه عالم زاهد مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سيدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود كه قدرى از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا يابم. ايشان فرموده بود : من به قدر يك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا كه ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده‏ايم شما هم از دادن تربت خوددارى مى‏كنيد؟ اين بيمار در حال احتضار است و مى‏ميرد.

مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بيمار سوخته و قدرى از آن تربت كه از جان خودش عزيزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ريخته بودند . من كه در حال بيهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز كرده و ديدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏اند ، خوب دقيق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ريخته بودند برايم شرح دادند.

كم كم در خود احساس نيرو و نشاط كردم و حركتى به خود داده نشستم ، ديدم نشاط بيشترى دارم برخاستم و ايستادم ، و چون يقين كردم كه به بركت تربت مقدس امام حسين (ع) شفا يافتم حال خوشى پيدا كردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى كنم كه از حجره بيرون برويد، چون مى‏خواهم زيارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى كه قابل و صف كردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيدالشهدا (ع) شدم . » 7

 

آرى ، شفاى بيماران به وسيله تربت آن حضرت يكى از بركاتى است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسين (ع) به وى عطا فرموده است .

 

تربتت راز شفاى همه درد است حسين . . . تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيب‏

 

4- تأثير كام برداشتن اطفال با تربت

كام برداشتن اطفال با تربت امام حسين (ع) موجب ايمنى كودك مى شود چنانكه امام صادق (ع) فرمود: « كام فرزندانتان را با تربت حسين (ع) باز كنيد كه آن امان است . » 8

 

5- تأثير تربت حسين ، همراه جنازه

صاحب كتاب «مدارك الاحكام» مى نويسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن زاينه‏اى بود، بچه‏هايى كه از زنا بدنيا مى آورد در تنور مى‏انداخت و مى‏سوزانيد. وقتى كه مرد، پس از غسل و كفن او را به خاك سپردند ، اما زمين جنازه‏اش را بيرون انداخت .جاى ديگر او را دفن كردند باز زمين او را نپذيرفت تا سه مرتبه ، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسك شد: اى پسر پيغمبر به فريادم برس.

فرمود: كارش چه بود ؟ عرض كردند زنا و سوزاندن بچه‏هاى حرامزاده . فرمود: هيچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض كرد حالا چه كنم؟ فرمود: مقدارى از تربت حسين (ع) با او در قبر بگذاريد . تربت حسين (ع) امان است . همراهش گذاشتند زمين او را پذيرفت.

 

در توقيع مبارك حضرت حجة بن الحسن (عج) نيز اذن داده شده است . يكى از شيعيان به حضرت (در زمان غيبت صغرى توسط نايب خاص حضرت ) مى‏نويسد: آيا جايز است ما تربت حسين (ع) را با ميت در قبر بگذاريم ، يا با تربت حسين روى كفن بنويسيم؟

حضرت در پاسخ مرقوم مى‏فرمايند: هر دو كار پسنديده است . البته بايد رعايت احترام تربت بشود . مهر يا تربت، مقابل يا زير صورت ميت باشد ، بلكه به بركت خاك قبر حسين (ع) قبر ميت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد. 9

 

6- تسبيح تربت

از حضرت صاحب الزمان (عج) روايت شده كه فرمود: « هر كس تسبيح تربت امام حسين (ع) را در دست گيرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏شود . » 10

 

و امام صادق فرمود: « يك ذكر يا استغفار كه با تسبيح تربت حسين (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود . » 11

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

پى نوشتها:

1- وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 4 ص 1033

2- كافى ، مرحوم كلينى ، ج 4 ص 588

3- كامل الزيارات ، ابن قولويه ، ص 272

4- مكارم الاخلاق ، طبرسى ، ج 1 ص 360

5- كافى ، مرحوم كلينى ، ج 1 ص 360

6- تهذيب الاحكام ، شيخ طوسى ، ج 6 ص 74

7- نقل از كتاب <سيد الشهدا> آيت الله شهيد دستغيب ، ص 166

8- وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 4 ص 1033

9- وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 4 ص 1033

10- بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 44 ص 280

11- نقل از كتاب <درسى كه حسين (ع ) به ما آموخت > شهيد هاشمى نژاد، ص 451

 

 آثار و بركات سيد الشهدا - عليرضا رجالى تهرانى

 

 

منبع : شبكه اطلاع رساني امام حسين (ع)

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:6  توسط سید فرید احمد هاشمی | 


دعا و نیایش

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر

علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 21:59  توسط سید فرید احمد هاشمی | 

کلیپی بسیار زیبا به مناسبت عید مبعث

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 20:9  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
دوستان عزیز خسته نباشید
من هم اکنون مشغول تمرین تایپ فارسی می باشم اما نمی دانم که از کجا باید شروع کنم. با کیبورد استاندارد کار کنم یا فونتیک  و ...و یا اصلا گور پدر هر دو ، خودم یک کیبرد جدید طراحی کنم
کم کم مخم داره هنگ می کنه
کسی هست کمکم کنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 23:46  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
امروز هم اعتصاب ترنسپورتر ها ست و در تمام شهر هیچ اتوبوس و مینی بوسی دیده نمی شود .

مردم مجبورند با تاکسی  خود را به اداره برسانند

خودم نیز با چند تن از همکارانم با تاکسی به اداره آمدیم و جمعا ۳۶۰ روپیه کرایه دادیم

این فقط یک نمونه از بدبختی های بیشماری است که مردم در پاکستان مخصوصا شهر کراچی در زندگی روزمره خود با آن مواجه اند

آن وقت شما در ایران با کمال رفاه و آسودگی نشسته اید و می گویید مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر بسیجی

نمی دانم شما ایرانیان را چه شده است که اینقدر ناسپاسی می کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 10:41  توسط سید فرید احمد هاشمی | 

شعری زیبا به مناسبت میلاد مولای متقیان حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام ، تقدیم به خوانندگان عزیز وبلاگ

درشب میلادت ای وجه خدا
نور می تابد به جان ماسـوا

ماه امشب چشم دارد بر زمین
تا ببیند روی ماهِ خورشید آفرین

مکه امشب مهبط نور خداست
کعبه امشب قبله نه، قبله نماست

کعبه امشب در طواف روی توست
چشم اشک آلود زمزم سوی توست

حاصل حب و وداد حق تویی
فاش گویم خانه زاد حق تویی

×

مریم آن کاخ عبادت را ریاض
دید چون در خویش آثار مخاض

وحی آمد گرچه هستی محترم
لیک بیرون رو بدین حال از حرم

این مکان غیر از عبادتگاه نیست
مسجد است اینجا ولادتگاه نیست

گرچه فرزندت بود عیسی ولی
فرق ها دارد مسیحا با علی

مرده را گر زنده عیسی می کند
دردها را گر مداوا می کند

این همه از لطف و جود حیدر است
بودِ طفلت از وجود حیدر است

×

مریم ار چه مام پاکی خوانده شد
این چنین از خانه حق رانده شد

×

لیک بهر مادرت از آسمان
در چنین حالی ندا آمد بمان

فاطمه، بنت اسد ،ام اسد
غم مبادا بر دلت یک دم رسد

آمدی در کوی ما محزون مرو
همچو مریم از حرم بیرون مرو

کشتی دین را تو نوح آورده ای
بهر جسم کعبه روح آورده ای

ای شُکوه محض، معنای وقار
ای عفاف و زهد را آموزگار

باغبانا! بـه از این دادم تورا
غنچه ای گل آفرین دادم تورا

فاطمه ای درّ هستی را صدف
هست طفلت آفرینش را هدف

مژده ای شمس ولایت را فلک
هست او بر سفره هستی، نمک

 گرچه فخرکون و مافیهاست او
فخرش این بس، همسر زهراست او

×

فاطمه از این ندا مسرور شد
درد، شیرین و دلش پرشور شد

همسفر با دل شد و پرواز کرد
چشم خود را سوی کعبه باز کرد

 ×

کعبه دست و پای خود گم کرده بود
بر رخش اما تبسم کرده بود

زانکه مهمانی بلند آوازه داشت
از حضورش شور و حالی تازه داشت

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان
رفت و آمد می نمودندی از آن

گفت با خود هوش باش او حیدر است
نی سزاوار ورود از این در است

باز کن ای بیت پاک داوری
بهر باب الله باب دیگری

این بگفت و نعره بر افلاک زد
بهر مولا سینه خود چاک زد:

کای به رضوان ساقی کوثر بیا
وی در رحمت ، تو از این در بیا

ای فدای مقدمت حِجر و حَجَر
گشته از هجر تو زمزم دیده تر

ای تو چشم حق، ببین چشم ترم
وی تو دست حق، بنه پا بر سرم

میهمان ای جان تو بر جانانه ای
میهمان نه، بلکه صاحب خانه ای

×

ای بلند آوازه از نامت حرم
حرمتت کرده حرم را محترم

تا زند بوسه به پایت چشمِ خاک
کعبه هم چون گل، بزد بر سینه چاک

خانه ی معبود بر روی زمین
در طوافت بود و می گفتا چنین:

با ولای تو، عبادت کامل است
طوف من، بی حب حیدر باطل است

شاعر: مهدی ریاحی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:3  توسط سید فرید احمد هاشمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آسیا یک پیکر آب و گل است
ملت افغان در آن پیکر دل است
از گشاد او گشاد آسیا
وز فساد او فساد آسیا

پیوندهای روزانه
بی بی سی فارسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته اوّل تیر 1384
هفته سوم اردیبهشت 1384
هفته دوم اردیبهشت 1384
هفته چهارم دی 1383
آرشیو موضوعی
دینی
ملی
تفریحی
دانلود
پیوندها
موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
حوزه علمیه قم
جستحوگر فارسی
راهنمای سایتهای افغانی
مرجع نرم افزار های فارسی
تاریخ وقایع افغانستان
خبرگزاری باختر
آریایی
معرفی وبلاگ و وب سایت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM